Lyrics

ای بهار من ای نگار من بیا بیا بنشین به برم که بی تو از خود بی خبرم تو راحت جانی می به جام تو غم به کام من به ساغری بنشان شررم بیا بیا بنشین به برم به عهد و پیمانی میسوزد همه پیکر من بنشان با لبت اخگر من بشکن ساغر می به سر من که نشنوی فریاد مرا چو برکنی بنیاد مرا ز جور و بیدادی چو جام جانم را شکنی اگر نظر بر ما فکنی چه جای فریادی ای ساقی گل سیما بنما کرمی با ما یک جرعه شرابی ما را مست از می نابم کن از باده خرابم کن پر کن قده مینا را ماییم و گدای خانه مِی شد این دل ما ویرانه مِی بنگر به دل بشکسته ما در پای خود ای مستانه مِی با ما مستی آه با ما مستی ها تا کی بیا بیا بنشین به برم که بی تو از خود بی خبرم تو راحت جانی به ساغری بنشان شررم بیا بیا بنشین به برم به عهد و پیمانی
Writer(s): Vafadar Vafadar Lyrics powered by www.musixmatch.com
instagramSharePathic_arrow_out