Lyrics

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم آسمان کشتی ارباب هنر می شکند، می شکند تکیه آن به، تکیه آن به که بر این، بحر معلق نکنیم خوش برانیم جهان در نظر راهروان فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم آسمان کشتی ارباب هنر می شکند، می شکند تکیه آن به، تکیه آن به که بر این، بحر معلق نکنیم آسمان کشتی ارباب هنر می شکند، می شکند، می شکند تکیه آن به، تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
Lyrics powered by www.musixmatch.com
instagramSharePathic_arrow_out